پایگاه اطلاع رسانی عزاداری سنتی و تعزیه خوانی حبیب آباد برخوار

امام خمینی (ره) : کربلا و فرهنگ عاشورا، اسلام را حفظ کرد، و باید این مکتب به همان سبک سنتی آن حفظ شود

پایگاه اطلاع رسانی عزاداری سنتی و تعزیه خوانی حبیب آباد برخوار

امام خمینی (ره) : کربلا و فرهنگ عاشورا، اسلام را حفظ کرد، و باید این مکتب به همان سبک سنتی آن حفظ شود

پایگاه اطلاع رسانی عزاداری سنتی و تعزیه خوانی حبیب آباد برخوار

مقام معظم رهبری:

در مجــالس عـــزاداری مــاه محـرم ‚ این سـه
ویــژگی ‚ باید وجـود داشته باشد:

1) عــــــاطفــه را نسبـــت بــه حسیـــن بـــن
علـی و خــــانــدان پیغمبر‚ علیهـم صلواه الله‚
بیشتـر کند.( علقه و رابطه و پیـوند عاطفی را
باید مستحکم تر سازد.چون رابطه ی عاطفی‚
یک رابطه یبسیار ذی قیمت است.
2) نسبت بــه حادثه ی عاشورا‚ باید دید روشن
و واضحـــی به مســـتمع بـــدهد.
۳) نسبت بــه معارف دیـن ‚ هـم ایجاد معرفت
و هم ایجاد ایمان و لو به نحو کمی کند.

هدف این وبلاگ تأکید بر تعزیـه خـوانـی سنتی
و تـرویج ایـن هنـر اصیـل اسلامی با عنایت به
منویات مقـام عظمــای ولایت و مـراجع عظـام
تقلید است. از عـزیـزان علاقه مند به این هنـر
دعـوت می شـود بـا نظــرات سازنده خویش ما
را در تـرویج تعزیـه سنتی و جلوگیـری از آسیب
های این هنر یاری فرمایید.

پایگاه اطلاع رسانی تعزیه خوانی سنتی شهر حبیب آباد برخوار استان اصفهان

۷ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

۳۰ارديبهشت

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۴ارديبهشت


داود فتحعلی بیگی :


داود فتحعلی‌بیگی 
تاریخ و محل تولد: 1329 - سلطانیه زنجان
تخصص: کارگردان، نویسنده، بازیگر، پژوهشگر، مدرس
تحصیلات: کارشناسی نمایش از دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، 1356دریافت مدرک درجه یک هنری(معادل دکتری) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛1380 

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۰ارديبهشت

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۰ارديبهشت


به نقل از کانال تلگرامی شورای عالی تعزیه استان اصفهان :


به اطلاع کلیه شبیه خوانان استان می رساند: شورای تعزیه قصد دارد جهت سامان دهی گروه های تعزیه و شبیه خوانان استان کارت عضویت زیر نظر و توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر نماید. ضنما کلیه کارت هایی که قبلا صادر شده است از نظر این شورا و اداره کل فاقد اعتبار می باشد. از گروه های تعزیه درخواست می گردد جهت ثبت نام وتکمیل پرونده گروه خود به اداره فرهنگ وارشاد شهرستان مربوطه مراجعه نمایند.


تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۱۶ارديبهشت

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۱۴ارديبهشت


کاتبان و شبیه‏ نامه‏ نگاران، در پایان شبیه‏ نامه‏ ها، عموما خود را «اقلّ‏ العباد» می‏خوانند و قلم را وقف تحریر شبیه‏ نامه می‏ سازند. چه بسیار شبیه ‏خوانانی که جوهر قلم بر سینه کاغذ روانه کردند و سوی چشمان، وقفِ نوشتن نسخه‏ ها و بیاضها و جُنگها و طومارهای شبیه‏ خوانی کردند و به سوزن خون پالای مژگان و به خطّاطی و مشّاقی و ملاحت قلم و قلم ‏گیری بقاعده، در شمایل‏ کشی نیز شُهره گشتند و نگاره ‏های مذهبی بی‏ نظیری از خود به یادگار گذاشتند یا قلم در حَرَم بقاع مُتبرّکه به جولان در آوردند و دیوارهای عریانِ صحن و آرامگاه امام‏زاده ‏ها را به گُلْ‏نقشِ شهادت آراستند.
افزون بر آنچه گفتیم، اصولاً باید به این نکته ظریف عنایت داشته باشیم که شبیه‏ خوانی در حیطه «جامعه ‏شناسی تعاون» و همیاری قرار می‏گیرد؛ فی‏ المثل اگر کسی صاحب اسب سفیدی باشد، به شبیه‏ خوانان وعده می ‏دهد که روز عاشورا این باره" 6 " نجیب را شبیه ذوالجناح ـ مرکب زبان‏دان آقا اباعبداللّه‏ (ع) ـ خواهد کرد.

اسبان ابلق و اشقر" 7 " و اشهب" 8 " را نیز دارندگان این اسبان، مهمیز خواهند بست تا اشقیاخوانانی از شمر و سنان و خولی و انس و... بر گُرده این باره‏ها سوار شوند.
چه بسیار هنگام که شترداران از فراسنگها راه، شتاب‏زده افسار شتران در دست گرفته و به تعجیل، قطار اشتران را به میادین شبیه‏ خوانی آورده اند تا اسرا ضمن «هجران‏ خوانی» بر ناقه‏ های عریان سوار شوند و محملهای شکسته را بر کُوهان این حیوان بربندند.

علاوه بر این آنان که مهارتی در «نعش‏ سازی» دارند، به دقّت و کوشش در آراستن و پیراستن «نعش»، آستین همّت بالا می‏زنند و پیکانهای خون‏ آلود، شمشیرهای شکسته و سنانها را به روی نعشها قرار می‏دهند و پرندگان خون ‏آلود را به یاد عاشورا، با شهپر خونین نمایان می‏سازند؛ تو گویی از دشت تفته کربلا تا مدینة‏النّبی پر خواهند کشید و پیک و قاصد خواهند شد تا واقعه الم‏بار کربلا را خبر دهند... اینک غمین و محزون بر سینه نعشها می‏ نشینند و تداعی آن ماتم عظما صورت می‏گیرد.
دیده شده است که خیّاطان هر دیار، به پیشواز محرّم می‏روند و بدون هیچ چشم داشتی و درخواست قراضه‏ای از زر و نقره و مس و دوخت پیراهن سینه ‏زنان و زنجیر زنان و لباس شبیه‏ خوانان را عهده ‏دار می‏گردند و در روزهای عزاداری و شبیه‏ خوانی، خود در «لباس ‏پوش‏ خانه» و پشت صحنه حاضر می‏شوند و در بزرگ کردن و کوچک کردن پیراهن ها یا دوختن سربندهای شبیه‏ خوانان، به آنان مدد می‏ رسانند.

سابقا، آهنگران راسته بازار شهرهای بزرگ، به مهربانی و الفت، زنجیرهایی را که بر اثر مرور زمان، حلقه ‏هایشان از هم گسیخته و زخمی بر پشت زنجیر زنان وارد می‏آوردند، به زیر پتک می‏گرفتند و با آوردن قطراتی از اشک بر دیدگان، از زنجیر زنان التماس دعا می‏کردند و دیناری از باب حق‏ الزّحمه دریافت نمی‏ نمودند. همین مردم باصفا و اهل دیار وفا برای حفظ گرمای اجاق تعزیه و بقای رسم شبیه‏ خوانی، وصیّت نامه‏ های ویژه‏ ای داشتند و با حضور گواهان، دست‏خطّی آماده می‏کردند و ورّاث خود را ملزم به رعایت وصایای خود می ‏نمودند. در سندی تعزیه میراث جاویدان بنی نوع انسان است و وسیله تذکار ظلم ظالمان و جبر اشقیا، و یادآور ایستادگی و مقاومت دریادلان است.
که همراه این مقاله است، خوانندگان ارجمند، به رأی ‏العین ملاحظه می ‏فرمایند که بعد از قید و ذکر: «الحمدللّه‏ الواقف علی کُلّ واقف والصلوة والسلام علی رسوله و آله و...» آمده است:
عالی‏ شأن عزّت ‏پناه و سعادت‏ نشان، زبدة‏ الاعیان آقامُحمّدعلی، ولدِ غفران ‏پناه حاجی ‏ابراهیم و... از ولایت رشت، املاکی از خود را برای تعزیه ‏داران «حضرت سیدالشهدا» وقف نموده و ولد ذکور خود، آقامیرزا مُحمّدطاهر و اولاد ذکور او را نسلاً بعد نسل مُوظّف به رعایت مواد مندرج در وصیّت‏نامه خود نموده است. صورت وقف به این تفصیل است که مُتولّی بعد از وضع حق ‏التّولیت که یک عشر است، دو عشر از سه عشر دیگر را صرف تعمیر، احیا و آبادی املاک موقوفه بکند و سه عشر دیگر از هفت عشر را صرف تعزیه‏ داری «حضرت سیدالشهدا» مصروف نماید و حتّی اگر املاک موقوفه احتیاج به احیا و آبادی نداشته باشد، درآمد اضافی، صرف تعزیه‏ داری شود. گواهان و شهود نیز به این وقف و امر خیر اعتراف کرده و سند را به تاریخ «سیّم شهر ربیع ‏المولود» 1271 قلمی و مهر کرده ‏اند.
آنچه تحت عنوان «تعزیه؛ هنر وقفی» گفتیم، فقط درآمدی بود بر مقوله بسیار پُراهمیّتی که غیر از رعایت بُعد «آیینی ـ مذهبی» تعزیه، یادآور مساعدتها و معاضدتها و پشتیبانی‏ های عامّه مردم است که تعزیه را هنر عتیق ایران و شبیه‏ خوانی را والاترین نمایش مذهبی در جهان شناسانده ‏اند. جدا دریغ است که سنّتهای پسندیده را نادیده بگیریم و به جای الفاظ و اصطلاحاتی مانند: «اجیر شرعی» شدن بر اولیا، از سفته و چک و دستمزد برای شبیه‏ خوانی صحبتها بداریم و تعزیه را هنر ذلیل و ضعیف بنمایانیم و تحریفها در قلمرو این هنر برجسته وارد سازیم و حتّی با کمال شرمندگی، اشیاء وقفی تکیه‏ ها را به چوب حراج آشنا کُنیم و مُهر و نشان و نام واقف را به ضرب سمباده از روی ابزار تعزیه پاک نماییم تا مگر کیسه ‏ای بردوزیم و قراضه‏ ای از زر به دست آوریم!

تعزیه هنر مردمی است و سبب ماندگاری این هنر بی ‏ریا همان است که مردم کوچه و بازار همواره به دلسپاری و عشق، در حفظ و نگهداشت این هنر آیینی ـ مذهبی کوشیده‏ اند. شأن و وقار این هنر را از یاد نبریم و آثار مثبت اجتماعی و تأثیرات عمیق روحی ـ اخلاقی تعزیه را فراموش نکنیم.
تعزیه، میراث جاویدان بنی نوع انسان است و وسیله تذکار ظلم ظالمان و جبر اشقیا و قوم دغا، و یادآور ایستادگی و مقاومت دریادلان است و مِهر اولیا و طایفه سرسپار خدا. تعزیه، هنر مقاومت است، قدر این هنر را بدانیم.

منبع : سایت راسخون
تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۰۲ارديبهشت

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد

شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

 

شعر در شأن تو، شرمنده به همراهم نیست

واژه در دست من آن گونه که می خواهم نیست

 

من که حیران تو حیران توام می دانم

نه فقط من که در این دایره سرگردانم

 

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد

شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

 

کعبه از راز جهان، راز خدا آگاه است

راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

 

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست

«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

 

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید

خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

 

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت

قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

 

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

 

می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت

ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

 

نه فقط دست زمین از تو، تو را می خواهد

سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

 

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند

لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

 

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی

رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

 

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی

وای اگر، پارچه ی زرد، به سر می بستی

 

در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد

نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

 

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار

پا در این دایره بگذار عدم را بردار

 

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی

یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

 

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

 

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید


                                                       " سید حمید رضا برقعی "

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار