پایگاه اطلاع رسانی عزاداری سنتی و تعزیه خوانی حبیب آباد برخوار

امام خمینی (ره) : کربلا و فرهنگ عاشورا، اسلام را حفظ کرد، و باید این مکتب به همان سبک سنتی آن حفظ شود

پایگاه اطلاع رسانی عزاداری سنتی و تعزیه خوانی حبیب آباد برخوار

امام خمینی (ره) : کربلا و فرهنگ عاشورا، اسلام را حفظ کرد، و باید این مکتب به همان سبک سنتی آن حفظ شود

پایگاه اطلاع رسانی عزاداری سنتی و تعزیه خوانی حبیب آباد برخوار

مقام معظم رهبری:

در مجــالس عـــزاداری مــاه محـرم ‚ این سـه
ویــژگی ‚ باید وجـود داشته باشد:

1) عــــــاطفــه را نسبـــت بــه حسیـــن بـــن
علـی و خــــانــدان پیغمبر‚ علیهـم صلواه الله‚
بیشتـر کند.( علقه و رابطه و پیـوند عاطفی را
باید مستحکم تر سازد.چون رابطه ی عاطفی‚
یک رابطه یبسیار ذی قیمت است.
2) نسبت بــه حادثه ی عاشورا‚ باید دید روشن
و واضحـــی به مســـتمع بـــدهد.
۳) نسبت بــه معارف دیـن ‚ هـم ایجاد معرفت
و هم ایجاد ایمان و لو به نحو کمی کند.

هدف این وبلاگ تأکید بر تعزیـه خـوانـی سنتی
و تـرویج ایـن هنـر اصیـل اسلامی با عنایت به
منویات مقـام عظمــای ولایت و مـراجع عظـام
تقلید است. از عـزیـزان علاقه مند به این هنـر
دعـوت می شـود بـا نظــرات سازنده خویش ما
را در تـرویج تعزیـه سنتی و جلوگیـری از آسیب
های این هنر یاری فرمایید.

پایگاه اطلاع رسانی تعزیه خوانی سنتی شهر حبیب آباد برخوار استان اصفهان

آخرین نظرات
  • ۱۳ اسفند ۹۶، ۱۱:۵۸ - بهزاد رنجبران
    جمیل.
۰۲ارديبهشت

مصرع ناقص من کاش که کامل می شد

شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

 

شعر در شأن تو، شرمنده به همراهم نیست

واژه در دست من آن گونه که می خواهم نیست

 

من که حیران تو حیران توام می دانم

نه فقط من که در این دایره سرگردانم

 

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد

شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

 

کعبه از راز جهان، راز خدا آگاه است

راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

 

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست

«پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست»

 

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید

خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

 

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت

قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

 

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

 

می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت

ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

 

نه فقط دست زمین از تو، تو را می خواهد

سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

 

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند

لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

 

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی

رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

 

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی

وای اگر، پارچه ی زرد، به سر می بستی

 

در هوا تیغ دو دم نعره ی هو هو می زد

نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

 

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار

پا در این دایره بگذار عدم را بردار

 

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی

یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

 

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

 

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید


                                                       " سید حمید رضا برقعی "

۹۵/۰۲/۰۲ موافقین ۱ مخالفین ۰
تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی