پایگاه اطلاع رسانی عزاداری سنتی و تعزیه خوانی حبیب آباد برخوار

امام خمینی (ره) : کربلا و فرهنگ عاشورا، اسلام را حفظ کرد، و باید این مکتب به همان سبک سنتی آن حفظ شود

پایگاه اطلاع رسانی عزاداری سنتی و تعزیه خوانی حبیب آباد برخوار

امام خمینی (ره) : کربلا و فرهنگ عاشورا، اسلام را حفظ کرد، و باید این مکتب به همان سبک سنتی آن حفظ شود

پایگاه اطلاع رسانی عزاداری سنتی و تعزیه خوانی حبیب آباد برخوار

مقام معظم رهبری:

در مجــالس عـــزاداری مــاه محـرم ‚ این سـه
ویــژگی ‚ باید وجـود داشته باشد:

1) عــــــاطفــه را نسبـــت بــه حسیـــن بـــن
علـی و خــــانــدان پیغمبر‚ علیهـم صلواه الله‚
بیشتـر کند.( علقه و رابطه و پیـوند عاطفی را
باید مستحکم تر سازد.چون رابطه ی عاطفی‚
یک رابطه یبسیار ذی قیمت است.
2) نسبت بــه حادثه ی عاشورا‚ باید دید روشن
و واضحـــی به مســـتمع بـــدهد.
۳) نسبت بــه معارف دیـن ‚ هـم ایجاد معرفت
و هم ایجاد ایمان و لو به نحو کمی کند.

هدف این وبلاگ تأکید بر تعزیـه خـوانـی سنتی
و تـرویج ایـن هنـر اصیـل اسلامی با عنایت به
منویات مقـام عظمــای ولایت و مـراجع عظـام
تقلید است. از عـزیـزان علاقه مند به این هنـر
دعـوت می شـود بـا نظــرات سازنده خویش ما
را در تـرویج تعزیـه سنتی و جلوگیـری از آسیب
های این هنر یاری فرمایید.

پایگاه اطلاع رسانی تعزیه خوانی سنتی شهر حبیب آباد برخوار استان اصفهان

آخرین نظرات
  • ۱۳ اسفند ۹۶، ۱۱:۵۸ - بهزاد رنجبران
    جمیل.

۱۶ مطلب با موضوع «مقالات و پژوهش ها» ثبت شده است

۱۴مرداد

دلیل ازدواج نکردن حضرت معصومه(س)
همواره این سؤال برای بسیاری مطرح می شود که چرا دختران امام کاظم(ع) بر خلاف تأکید پیامبر(ص) ازدواج نکردند، اما باید گفت که این مسئله دلایل مختلفی دارد. یعقوبی که از مورخین شیعه است درباره علت ازدواج نکردن دختران امام موسی کاظم(ع) می نویسد: حضرت امام موسی کاظم(ع) وصیت فرمود که دخترانش ازدواج نکنند، ولذا هیچیک از آنان ازدواج نکردند، به جز(ام سلمه)که هم ازدواج واقعی نبود، بلکه وی از مصر عازم حج بود برای اینکه در این سفر محرمی داشته باشد با پسر عمویش قاسم بن محمد بن جعفرالصادق(ع) عقد محرمیت جاری کرد.

در پاسخ به این گفته یعقوبی باید گفت که اولا: گفته یعقوبی بی اساس و مخالف با سنت اهل بیت(ع) است، زیرا امکان ندارد ائمه(ع) مخالف سیره جدشان رسول الله(ص) عمل نماید، زیرا که روایات زیادی از ناحیه مقدسه رسول الله(ص) بدست ما رسیده که همه حاکی از اهمیت این امر مستحبی دارد تا جائی که حضرت ختمی مرتبت می فرماید(فلیس منی) یعنی اگر کسی ازدوج ننماید از من نیست. آیا معقول است امامی که ما قائل به معصومیتش می باشیم این وصیت را در حق فرزندانش نماید، پس باید گفت که نظریه یعقوبی خالی از واقعیت و غیرمستند است.

ثانیا: متن وصیتنامه حضرت امام موسی کاظم(ع) در طول قرنها و سالها از حوادث باقی مانده و در کتب تاریخی موجود است که مرحوم کلینی تمام وصیت آن حضرت را در کتاب شریف کافی نقل می نماید که نوشته؛ حضرت امام موسی کاظم(ع) در این وصیتنامه پس از آنکه همه فرزندانش را به تبعیت از امام رضا(ع) فرمان داد، در مورد فرزندانش فرموده: "وان اراد رجل منهم ان یزرج اخته فلیس له ان یزوجهاالا باذنه وامره، فانه اعرف بمناکح قومه""هرکدام از آنها اگر بخواهد خواهرش را تزویج دهد، بدون اجازه‌ و فرمان امام رضا(ع)چنین حقی را ندارند، زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج از همه آنها آگاهتر است".

در جای دیگر از همین وصیتنامه می فرماید: "ولا یزوج بناتی احد من اخوتهن من امهاتهن ولا سلطان ولا عم الا برأیه ومشورته، فان فعلوا ذلک فقد خالفوا الله ورسوله وجاهدوه فی ملکه، وهو اعرف بمناکح قومه، فان اراد ان یزوج زوج، وان اراد ان یترک ترک""هیچ یک از دخترانم را نباید برداران مادری و سلاطین و یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت حضرت رضا(ع) اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خدا و رسول خدا مخالفت ورزیده اند و در سلطنت خدا منازعه نموده اند، زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاهتر است، پس هرکس را او تزویج دهد اطاعت کند و هرکسی را او تزویج نکند فرمان برد"

باید متذکر شد که در این وصیتنامه حضرت بیشتر خواستند، به فرزندان خود اعلام کند که حجت خدا بعد از وی حضرت رضا(ع) است و باید در هر موردی من جمله مسئله ازدواج از آن حضرت اطاعت و اجازه بگیرند. بنابر بیان فوق باز فرمایش یعقوبی رد می شود و بی اساس بودن قول او را می توان پی برد و لذا صاحب کتاب(حیاه الامام موسی بن جعفر) صریحا مجعول بودن نقل یعقوبی را علان نموده است.

نظریه دوم که در مورد عدم ازدواج دختران حضرت موسی بن جعفر(ع) داده اند این است که گفته اند چون برای آن مخدرات هم کفو پیدا نمی شد لذا ازدواج ننمودند. در رد این نظریه فوق دو جواب ذکر شده است؛ اولا: "سیره ائمه اطهار(ع) این نبود که دختران خود را به جهت پیدا نشدن(کفو) در خانه نگه بدارند و مانع از ازدواج آنها شوند، بلکه آنها عملا‌ و قولا مومن و مؤمنه را کفو یکدیگر می دانستند و امر می فرمودند که اگر دین و تقوای کسی را پسندید دختران خود را به همسری او درآورید.

ثانیا: در عصر امام کاظم(ع) جوانان شایسته ای از اولاد امام حسن مجتبی(ع) و از تبار حضرت سیدالشهداء(ع) بودند که می توانستند کفو دختران آن حضرت باشند. لذا احتمالا نظر سوم درست می باشد و آن خفقان شدید هارونی است. اختناق در عصر هارون الرشید به جائی رسیده بود که کسی جرأت نداشت به در خانه‌ امام کاظم(ع) آمد و شد کند، کجا رسد به اینکه آرزوی دامادی آن حضرت را در سر بپروراند.

اما پاسخ دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه اولا: فاطمه کبری حضرت معصومه(ع) در سال 173 هـ .ق بدنیا آمده و نظر به اینکه این بانو به اجماع مورخین بزرگترین دختران حضرت امام موسی کاظم(ع) بوده و همچنین آن حضرت هم در سال 201هـ .ق به شهادت رسید باید گفت که ایشان در زمان شهادت امام کاظم (ع) 10 سال بیشتر نداشت و تازه بحد بلوغ رسیده بود چه رسد که مابقی دختران آن حضرت که از فاطمه معصومه(ع) کوچکتر بودند.

ثانیا: چون مورخین عنایت کافی در تاریخ تولد و وفات و ازدواج اولاد ائمه(ع) و بعضا خود ائمه(ع) نداشتند ممکن است که آن مخدرات با تمام آن مسائل و مصائب و مشکلاتی که مطرح گردید، ازدواج نموده و این سنت شایسته جدشان را پیروی کرده باشند مضافا براینکه(عدم الوجدان لا یدل علی عدم الموجود) چون مورخین مسئله ازدواج اولاد ائمه(ع) را ذکر نکرده و یا در کتب تاریخی موجود نیست دلیل بر ازدواج نکردن آن مخدرات نمی توان باشد گرچه در مورد شخص حضرت معصومه(ع) همان دلائل فوق مبنی بر عدم ازدواجش کافی است.
منبع : گروه فرهنگی مشرق نیوز
تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۰تیر

سال60 هجری قمری: ورود مسلم بن عقیل(ع) به کوفه.

پس از دعوت کوفیان از امام حسین(ع) و ارسال نامه های بی شمار برای وی و درخواست از آن حضرت جهت رفتن به کوفه و بر عهده گرفتن رهبری قیام بر ضد یزید بن معاویه، آن حضرت، پسرعمویش مسلم بن عقیل(ع) را با نامه ای به سوی کوفیان اعزام کرد.

مسلم بن عقیل(ع) در پانزدهم ماه مبارک رمضان سال 60 قمری از مکه معظمه خارج گردید و از آن جا به مدینه منوره رفت و پس از تجدید دیدار با خانواده خویش و زیارت قبر شریف پیامبر(ص) و وداع با آن مضجع مطهر، به سوی کوفه حرکت کرد و در روز پنجم شوال همان سال وارد شهر عظیم کوفه گردید(1) و در خانه مختار بن ابی عبیده ثقفی، که از شیعیان مبارز و از مخالفان سرسخت بنی امیه بود، سکونت گزید. شیعیان مخلص و انقلابیون کوفه، که از حضور مسلم بن عقیل(ع)، به عنوان نماینده و سفیر امام حسین(ع) در این شهر آگاه شدند، دسته دسته به سوی وی شتافته و به وی خیر مقدم گفتند.

هنگامی که گروهی از آنان در حضور مسلم(ع) اجتماع می کردند، وی نامه امام حسین(ع) را برای آنان می خواند و مردم به خوبی گوش فرا داده و از شوق دیدار قریب الوقوع آن حضرت، گریه می کردند.

پس از آمادگی نسبی مردم، مسلم بن عقیل(ع) از آنان برای امام حسین(ع) بیعت گرفت و تعداد هیجده هزار تن از انقلابیون کوفه، در نخستین روزهای ورود مسلم، با وی بیعت کردند. مسلم بن عقیل(ع)، نامه ای به محضر امام حسین(ع) نوشت و آن حضرت را از وضعیت کوفه و بیعت مردم با وی، با خبر گردانید و از امام حسین(ع) درخواست نمود، که به سوی کوفه حرکت کند، تا شخصاً رهبری مردم را بر عهده گیرد.

از آن سو، هواداران بنی امیه و طرفداران یزید بن معاویه، همانند عبدالله بن مسلم حضرمی، عمارﺓ بن عقبه و عمر بن سعد، که از صاحب نفوذان کوفه بودند، برای یزید بن معاویه، نامه هایی به شام ارسال کرده و او را از وضعیت کوفه و بیعت شیعیان با مسلم بن عقیل(ع) آگاه نمودند و از وی درخواست کردند که به جای نعمان بن بشیر، عامل وی در کوفه، که با قیام مسلم بن عقیل(ع) برخورد جدی نمی کند، شخص دیگری بفرستد که دارای عزمی قوی و اراده ای راسخ باشد و در برخورد با مخالفان حکومت، شدت و خشونت به خرج دهد.

یزید بن معاویه، پس از مطالعه نامه هواداران خود در کوفه و مشورت با سرجون مسیحی، تصمیم گرفت عبیدالله بن زیاد، عامل خویش در بصره را با حفظ سمت، به حکومت کوفه نیز منصوب کند، تا با قساوت و شدتی که در وی وجود دارد، قیام مسلم بن عقیل(ع) و شیعیان و محبان اهل البیت(ع) را در کوفه سرکوب کند.(2)

1- وقایع الأیام (شیخ عباس قمی)، ص 69

2- الارشاد (شیخ مفید)، ص 381


منبع : سایت شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۴ارديبهشت


داود فتحعلی بیگی :


داود فتحعلی‌بیگی 
تاریخ و محل تولد: 1329 - سلطانیه زنجان
تخصص: کارگردان، نویسنده، بازیگر، پژوهشگر، مدرس
تحصیلات: کارشناسی نمایش از دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، 1356دریافت مدرک درجه یک هنری(معادل دکتری) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛1380 

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۱۴ارديبهشت


کاتبان و شبیه‏ نامه‏ نگاران، در پایان شبیه‏ نامه‏ ها، عموما خود را «اقلّ‏ العباد» می‏خوانند و قلم را وقف تحریر شبیه‏ نامه می‏ سازند. چه بسیار شبیه ‏خوانانی که جوهر قلم بر سینه کاغذ روانه کردند و سوی چشمان، وقفِ نوشتن نسخه‏ ها و بیاضها و جُنگها و طومارهای شبیه‏ خوانی کردند و به سوزن خون پالای مژگان و به خطّاطی و مشّاقی و ملاحت قلم و قلم ‏گیری بقاعده، در شمایل‏ کشی نیز شُهره گشتند و نگاره ‏های مذهبی بی‏ نظیری از خود به یادگار گذاشتند یا قلم در حَرَم بقاع مُتبرّکه به جولان در آوردند و دیوارهای عریانِ صحن و آرامگاه امام‏زاده ‏ها را به گُلْ‏نقشِ شهادت آراستند.
افزون بر آنچه گفتیم، اصولاً باید به این نکته ظریف عنایت داشته باشیم که شبیه‏ خوانی در حیطه «جامعه ‏شناسی تعاون» و همیاری قرار می‏گیرد؛ فی‏ المثل اگر کسی صاحب اسب سفیدی باشد، به شبیه‏ خوانان وعده می ‏دهد که روز عاشورا این باره" 6 " نجیب را شبیه ذوالجناح ـ مرکب زبان‏دان آقا اباعبداللّه‏ (ع) ـ خواهد کرد.

اسبان ابلق و اشقر" 7 " و اشهب" 8 " را نیز دارندگان این اسبان، مهمیز خواهند بست تا اشقیاخوانانی از شمر و سنان و خولی و انس و... بر گُرده این باره‏ها سوار شوند.
چه بسیار هنگام که شترداران از فراسنگها راه، شتاب‏زده افسار شتران در دست گرفته و به تعجیل، قطار اشتران را به میادین شبیه‏ خوانی آورده اند تا اسرا ضمن «هجران‏ خوانی» بر ناقه‏ های عریان سوار شوند و محملهای شکسته را بر کُوهان این حیوان بربندند.

علاوه بر این آنان که مهارتی در «نعش‏ سازی» دارند، به دقّت و کوشش در آراستن و پیراستن «نعش»، آستین همّت بالا می‏زنند و پیکانهای خون‏ آلود، شمشیرهای شکسته و سنانها را به روی نعشها قرار می‏دهند و پرندگان خون ‏آلود را به یاد عاشورا، با شهپر خونین نمایان می‏سازند؛ تو گویی از دشت تفته کربلا تا مدینة‏النّبی پر خواهند کشید و پیک و قاصد خواهند شد تا واقعه الم‏بار کربلا را خبر دهند... اینک غمین و محزون بر سینه نعشها می‏ نشینند و تداعی آن ماتم عظما صورت می‏گیرد.
دیده شده است که خیّاطان هر دیار، به پیشواز محرّم می‏روند و بدون هیچ چشم داشتی و درخواست قراضه‏ای از زر و نقره و مس و دوخت پیراهن سینه ‏زنان و زنجیر زنان و لباس شبیه‏ خوانان را عهده ‏دار می‏گردند و در روزهای عزاداری و شبیه‏ خوانی، خود در «لباس ‏پوش‏ خانه» و پشت صحنه حاضر می‏شوند و در بزرگ کردن و کوچک کردن پیراهن ها یا دوختن سربندهای شبیه‏ خوانان، به آنان مدد می‏ رسانند.

سابقا، آهنگران راسته بازار شهرهای بزرگ، به مهربانی و الفت، زنجیرهایی را که بر اثر مرور زمان، حلقه ‏هایشان از هم گسیخته و زخمی بر پشت زنجیر زنان وارد می‏آوردند، به زیر پتک می‏گرفتند و با آوردن قطراتی از اشک بر دیدگان، از زنجیر زنان التماس دعا می‏کردند و دیناری از باب حق‏ الزّحمه دریافت نمی‏ نمودند. همین مردم باصفا و اهل دیار وفا برای حفظ گرمای اجاق تعزیه و بقای رسم شبیه‏ خوانی، وصیّت نامه‏ های ویژه‏ ای داشتند و با حضور گواهان، دست‏خطّی آماده می‏کردند و ورّاث خود را ملزم به رعایت وصایای خود می ‏نمودند. در سندی تعزیه میراث جاویدان بنی نوع انسان است و وسیله تذکار ظلم ظالمان و جبر اشقیا، و یادآور ایستادگی و مقاومت دریادلان است.
که همراه این مقاله است، خوانندگان ارجمند، به رأی ‏العین ملاحظه می ‏فرمایند که بعد از قید و ذکر: «الحمدللّه‏ الواقف علی کُلّ واقف والصلوة والسلام علی رسوله و آله و...» آمده است:
عالی‏ شأن عزّت ‏پناه و سعادت‏ نشان، زبدة‏ الاعیان آقامُحمّدعلی، ولدِ غفران ‏پناه حاجی ‏ابراهیم و... از ولایت رشت، املاکی از خود را برای تعزیه ‏داران «حضرت سیدالشهدا» وقف نموده و ولد ذکور خود، آقامیرزا مُحمّدطاهر و اولاد ذکور او را نسلاً بعد نسل مُوظّف به رعایت مواد مندرج در وصیّت‏نامه خود نموده است. صورت وقف به این تفصیل است که مُتولّی بعد از وضع حق ‏التّولیت که یک عشر است، دو عشر از سه عشر دیگر را صرف تعمیر، احیا و آبادی املاک موقوفه بکند و سه عشر دیگر از هفت عشر را صرف تعزیه‏ داری «حضرت سیدالشهدا» مصروف نماید و حتّی اگر املاک موقوفه احتیاج به احیا و آبادی نداشته باشد، درآمد اضافی، صرف تعزیه‏ داری شود. گواهان و شهود نیز به این وقف و امر خیر اعتراف کرده و سند را به تاریخ «سیّم شهر ربیع ‏المولود» 1271 قلمی و مهر کرده ‏اند.
آنچه تحت عنوان «تعزیه؛ هنر وقفی» گفتیم، فقط درآمدی بود بر مقوله بسیار پُراهمیّتی که غیر از رعایت بُعد «آیینی ـ مذهبی» تعزیه، یادآور مساعدتها و معاضدتها و پشتیبانی‏ های عامّه مردم است که تعزیه را هنر عتیق ایران و شبیه‏ خوانی را والاترین نمایش مذهبی در جهان شناسانده ‏اند. جدا دریغ است که سنّتهای پسندیده را نادیده بگیریم و به جای الفاظ و اصطلاحاتی مانند: «اجیر شرعی» شدن بر اولیا، از سفته و چک و دستمزد برای شبیه‏ خوانی صحبتها بداریم و تعزیه را هنر ذلیل و ضعیف بنمایانیم و تحریفها در قلمرو این هنر برجسته وارد سازیم و حتّی با کمال شرمندگی، اشیاء وقفی تکیه‏ ها را به چوب حراج آشنا کُنیم و مُهر و نشان و نام واقف را به ضرب سمباده از روی ابزار تعزیه پاک نماییم تا مگر کیسه ‏ای بردوزیم و قراضه‏ ای از زر به دست آوریم!

تعزیه هنر مردمی است و سبب ماندگاری این هنر بی ‏ریا همان است که مردم کوچه و بازار همواره به دلسپاری و عشق، در حفظ و نگهداشت این هنر آیینی ـ مذهبی کوشیده‏ اند. شأن و وقار این هنر را از یاد نبریم و آثار مثبت اجتماعی و تأثیرات عمیق روحی ـ اخلاقی تعزیه را فراموش نکنیم.
تعزیه، میراث جاویدان بنی نوع انسان است و وسیله تذکار ظلم ظالمان و جبر اشقیا و قوم دغا، و یادآور ایستادگی و مقاومت دریادلان است و مِهر اولیا و طایفه سرسپار خدا. تعزیه، هنر مقاومت است، قدر این هنر را بدانیم.

منبع : سایت راسخون
تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۵فروردين

برای اولین بار باز خوانی پیش واقعه های بیش از صد و پنجاه سال تعزیه ی ایران

تحقیق ٬ تألیف ، تنظیم و ویرایش  و اجرا

اسدالله علی عسگری رنانی

با همکاری  ، نظارت و اجرای استاد حسن منصوری

کاری از مکتب خانه ی حجاز دفتر واحد موسیقی تعزیه انجمن استان اصفهان

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۶بهمن


این دسته شبیه‌ها یا تعزیه‌های فرعی حرکت و دیدگاهی نو در سنت تعزیه‌نویسی و تعزیه‌خوانی پدید آورد و تعزیه را از شکل آغازین و قدسی‌مآبانه سنتی‌اش درآورد و متحول کرد. بکتاش در «پدیدارشناسی تعزیه» به درستی شبیه‌های خنده‌دار و نشاط‌انگیزی مانند «عروسی رفتن فاطمه زهرا علیه‌السلام» و «شهادت یحیی بن زکریا » را زادۀ عوامل مذهبی و فرزند بلافصل آن، اما جدا از آن و با زمینه غیرمذهبی می‌داند و یکی را «تفسیر حزن‌انگیز زندگی» و دیگری را «تفسیر طنزآمیز آن» معرفی می‌کند و می‌نویسد: «شبیه مضحک دروازه‌ای به سوی یک نمایش ایرانی آزاد از دین می‌گشود و با اصول نمایشی تعزیه از لحاظ معرفی و شناسایی اشخاص، زمان و مکان و تغییرات آن و کیفیت فاصله‌ها و رابطه‌های اجزا و پیوستگی و گسستگی تماشاچیان با نمایش، می‌رفت که تماشای جدیدی برپایه سادگی و پیراستگی عوامل انسانی صحنه با غنا و آراستگی تخیل‌ تماشاچیان خود به وجود آورد». به این طریق بود که «ظرفیت نمایشی تعزیه» در یک دوره از تاریخ تعزیه هم‌زمان با تعزیه‌خوانی‌ها در تکیه دولت و با ساختن و نمایش مجالس فرعی شاد، کمال و تمامیت یافت و «عامل کمدی و یا روایی در جهت‌گیری کلی شبیه و یا در بافت اساسی آن وارد شد.

پرویز ممنون شبیه «مالیات گرفتن جناب معین البکا» که آن را «تعزیه تعزیه‌گردانان» می‌نامد، و تعزیه‌نامه «تعزیه ناصرالدین شاه» را نمونه‌های برجسته و یگانه «تعزیه‌های مضحک» با مضمونی غیرمذهبی و در مسیر تحول به سوی پدید آمدن یک درام اصیل‌ ملی دانسته است. تعزیه «مالیات گرفتن...» در اواخر دورۀ قاجار و «تعزیه ناصرالدین شاه» پس از مرگ او نوشته شد و هر دو در مجموعه تعزیه‌نامه‌های چرولی (گردآورده میان سالهای ۱۳۲۹- ۱۳۳۱ش) آمده است. عباس بنی‌صدر در رساله دکتری خود تعزیه «مالیات گرفتن...» را نوشته معین البکای کاشانی (میرعزا) در هجو معین‌البکای تهرانی (میرزا محمدباقر)، و فرخ غفاری آن را اثری مشخص در مخالفت و دشمنی با تعزیه و تعزیه‌خوانی دانسته است.

اندک اندک این‌گونه تعزیه‌های کوتاه تاریخی ـ افسانه‌ای نشاط‌انگیز و مضحک، یا غم‌انگیز و حزن‌آور که مقبول طبع‌ مردم بود، جایگاه و ارزش ویژه‌ای در سنت تعزیه‌خوانی یافت. تعزیه‌سازان با توجه به استقبال مردم از این گوشه‌ها و پیش‌واقعه‌ها، متن آن‌ها را گسترش دادند و شاخ و برگهایی به داستانهای آن‌ها افزودند و بسیاری از آن‌ها را به صورت تعزیه‌ای مستقل درآوردند. (منبع : ویکی فقه حوزه)

امیدواریم تعزیه خوانان ما در اجرای این گونه تعزیه ها به گونه ای عمل نکنند که اولا موجب وهن مذهب شده و ثانیا به خاطر یک عمل مستحب و چه بسا مباح ، مرتکب عمل حرامی گردند . و اگر در مکانی که به نام امام حسین علیه السلام هم مزین شده باشد این قبیل تعزیه ها برپا شود ، قبح آن بسیار زیادتر و عملی دور از شأن و جایگاه حسینیه است.

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۰۷دی





موسیقی دستگاهی بر موسیقی تعزیه تاثیر فراوان داشته است. در مقابل موسیقی تعزیه نیز تاثیراتی مهم بر موسیقی دستگاهی داشته است. یکی از مهم‌ترین تاثیرات، حفظ  موسیقی دستگاهی در لوای موسیقی تعزیه است. چنان که موسیقی دستگاهی در طول تاریخ حیات خود با ممنوعیت فراوان روبه‌رو بوده و برای سال‌ها تنها در پوشش موسیقی تعزیه امکان حیات موسیقی دستگاهی یا سنتی وجود داشت. تعزیه از موسیقی دستگاهی ایران بسیار بهره برده و تقریبا تمام گوشه‌های موسیقی دستگاهی در تعزیه اجرا شده لیکن در دوره‌هایی تعزیه ناجی تمام و کمال موسیقی دستگاهی ایران زمین بوده است.

«تعزیه گردانی» «شبیه خوانی» یا «تعزیه»  در اصل مربوط به مصیبت‌هایی است که بر خاندان پیغمبر و خاص امام حسین (ع) در عاشورا رفته است . معزالدوله از حکام آل بویه ( قرن چهارم ه.ق ) دستور میدهد از اول تا دهم محرم را در بغداد تعطیل کنند و به عزاداری مشغول شوند.

دسته های سینه زنی و زنجیر زنی در بغداد و کم کم در شهرهای دیگر شکل می گیرد . در مراحل بعدی حول تعزیه آوازهای دسته جمعی کم شده و واقعه خوانها به تنهایی اشعار را برای مردم می‌خواندند و سنج و طبل آنها را همراهی میکرد. در مرحله بعدی چندین شبیه ( بازیگر ) شهدای کربلا را می‌ساختند و در عماره‌هایی حمل می‌کردند . بعدها این شبیه‌ها به رد و بدل کردن دیالوگ پرداختند . تعزیه در دوره صفویه که دوره تثبیت شیعه در ایران است آخرین تحولات خود را سپری می‌کند . در این دوره در بیشتر نقاط ایران تعزیه اجرا می‌شده است . در قرن دوازدهم نگارش تعزیه نامه باب می‌شود و این بار تا قرن سیزدهم و غربی شدن زندگی و ادبیات ادامه پیدا میکند.

امام خوان‌ها آوازهای خود را بیشتر در مایه های سنگین‌تر و در مایه‌هایی در شان امامان می‌خواندند مثلا  «راست پنجگاه» «رهاوی» و «نوا» میخواندند. نقش حضرت عباس «چهارگاه» می‌خواند .حر «عراق» می‌خواند. شبیه عبدالله بن حسن که در دامن حضرت شاه شهیدان به درجه شهادت رسید و دست قطع شده خود را به دست دیگر گرفته , گوشه ای از «راک» را می‌خواند که به همین جهت آن گوشه به " راک عبدالله " معروف است. نقش زینب در گوشه «گبری» می‌خواند. اما مخالف خوان‌ها اعم از سرلشگران و افراد و امرا و اتبا با صدای بلند و بدون تحریر شعرهای خود را با آهنگ «اشتلم» و پر خراش ادا می‌کردند .

دسته‌های نوازنده موسیقی در هیات های معمول شبیه گردان از هفت یا هشت متجاوز نبودند و سازها عبارت بود از شیپور ، نی ، قره نی ، طبل ، دهل ، کرنا و سنج . در صحنه های جنگ با شمشیر ، سنج نقش عمده‌تری داشت تا صدای برخورد صلاح‌ها را القا کند .

از ابتدای شکل گیری هنر تعزیه در قالب نمایش موزیکال ، چارچوب اصلی موسیقی آن , متکی بر موسیقی ردیفی ایران یا موسیقی به اصطلاح دستگاهی بوده است . خوش آوازترین و قوی‌ترین هنرمندان کشور ، اولین اجرا کنندگان تعزیه بوده‌اند. پیش از آن که تعزیه از شگردهای نمایشی بهره ببرد ، مضامین آن به صورت شعر و آواز بیان می‌شده است. آگاهی این هنرمندان زبده بر موسیقی ردیفی و بهره‌گیری مستمر از این گونه نغمات در مجالس تعزیه ، هویت و ساختار موسیقی تعزیه را پایه‌ریزی کرد.

در اواسط دوره قاجار و با گردهم آمدن خوانندگان و هنرمندان در تهران و همزمان با شکوفایی موسیقی تعزیه، شاهد حضور تعزیه خوانان تا به امروز هستیم. هنرمندانی چون علی خان نایب السلطنه حنجره دریده، جناب دماوندی، سید زین العابدین قراب کاشی و رضا قلی تجریشی که از خوانندگان دربار قاجار بودند، اقبال آذر، قلی خان شاهی، آقا جان ساوه‌ای، حسینعلی نکیسا و میرزا رحیم کمانچه کش که هم خواننده و هم تعزیه خوان بودند ظهور کردند.
تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۳آذر

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)ـ  تعزیه یکی از مهم‌ترین و ناب‌ترین هنرهای سنتی ایرانی و شیعی است که در طول تاریخ و بر دوره‌های مختلف حیات اجتماعی و سیاسی ایرانیان تاثیر مهمی گذاشته است. ماندگاری برخی هنرهای خاص ایرانی مانند «موسیقی» از طریق تعزیه ممکن شده است. به‌باور برخی محققان پس از ورود اسلام به ایران و مسلمان شدن ایرانیان هنر موسیقی ایرانی و گوشه‌های آن ممکن بود به فراموشی سپرده شود اما پیدایش هنر تعزیه و نیاز آن به موسیقی، باعث حفظ و حیات دوباره موسیقی ایرانی شد. 

تعزیه امروز شکل تکامل‌یافته‌تر و پیچیده‌تر سوگواری‌های ساده شیعیان ایرانی برای شهیدان کربلا در سده‌های نخستین هجری است. درباره تاریخ پیدایش تعزیه نظریه‌های مختلفی از سوی محققان تاریخ هنر در ایران بیان شده است. برخی از محققان و نظریه‌پردازان خاستگاه نمایش تعزیه را آیین سوگ‌سیاوش می‌دانند که تاریخی سه‌هزار ساله دارد و برخی دیگر پیشینه این نمایش را نهایتا دوران صفویه ذکر کرده‌اند. 

یکی از نخستین منابع تحقیقی و پژوهشی آکادمیک درباره تعزیه کتاب مشهور «نمایش در ایران» اثر بهرام بیضایی است. (برای آشنایی با این کتاب اینجا را کلیک کنید.) در این کتاب از قول منابعی چون «تاریخ ابن‌اثیر»، دوران آغاز و رواج تعزیه در ایران هم‌زمان با شروع فرمانروایی خاندان آل‌بویه ذکر شده است. بیضایی در همین کتاب دوران اوج تعزیه در ایران را زمان ناصرالدین شاه قاجار و همزمان با ساخت «تکیه دولت» بیان کرده است. 



نمایش تعزیه (و شکل‌های نمایشی شبیه به آن) در سفرنامه‌های جهانگردان اروپایی در ایران مانند گوبینیو در کتاب «سه سال در آسیا»، بسیار ذکر شده و از این طریق، این هنر از ایران به اروپا راه یافته و بر تئاترهای مدرن اروپایی (از جمله تئاتر اپیک که برتولت برشت، هنرمند شهیر آلمانی مبدع آن بود) تاثیر بسیار گذاشت. 

تاکنون درباره تعزیه پژوهش‌های بسیاری به سرانجام رسیده است، با این اوصاف هنوز آنچنان که باید و شاید این هنر واکاوی نشده است. در دوران اخیر که روش‌های پژوهشی در علوم مختلف به مرز پختگی رسیده‌اند، می‌توان با پژوهش‌های میان‌رشته‌ای، اهمیت تعزیه را بیش از پیش روشن کرد. 

در ذیل اطلاعات کتابشناختی بهترین پژوهش‌های منتشر شده درباره تعزیه درج شده است:
تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۰۳آذر

نشست تخصصی «انبیا در سوگ: تصحیح و بررسی متون شبیه‌خوانی دوره قاجار» با حضور بهروز محمودی بختیاری، دانشیار پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد.

 

به گزارش سایت ایران تئاتر، در نشست تخصصی «انبیا در سوگ: تصحیح و بررسی متون شبیه‌خوانی دوره قاجار» که با هدف اجرای طرح پژوهشی با همین عنوان در پژوهشکده هنر، برگزار شد، بهروز محمودی بختیاری، ضمن معرفی تعزیه به‌‏منزله نمایش اصیل ایرانی اسلامی، به اهمیت اهتمام به پژوهش‌‏های کاربردی در این حوزه پرداخت.

محمودی بختیاری گفت: تعزیه یکی از میراث فرهنگی و میراث مکتوب ما به شمار می‌رود. بیشتر نمایش‌های اصیل ایرانی مانند بقال‌بازی، تخته حوضی، پهلوان کچل و خیمه‌شب‌بازی متنی برای اجرا ندارند، اما تعزیه و نقالی متن برای اجرا دارند و همین موضوع امکان و قابلیت پژوهش در این دو حوزه را میسر می‌کند.

او افزود: هدف از برگزاری این نشست پرداختن به اهمیت و ارزش‌های تعزیه است و قصد داریم پژوهش‌هایی را که درباره تعزیه در دوره قاجار بر اساس متن‌های موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی انجام داده‌ایم، در قالب مجموعه‌ای منتشر کنیم و امیدواریم که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از انتشار این مجموعه که در برگیرنده 36 نسخه تعزیه است، حمایت کند.

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۰۱آذر

آنچه در بزرگداشت عاشورا با آن رو به رو هستیم، دو چیز است: یکی شکل و صورت پیام‌رسانی و بزرگداشت قیام عاشورا و دیگری انتقال پیام. آنچه اهمیت بیشتر دارد و اساسی‌تر است، محتوا است و اصل نیز همین است. ارزش گذاری قالب‌ها و صورت‌ها و حتی جواز و عدم جواز آن، با محتوا و اصل پیام، قابل تعریف و تبیین است. از دیدگاه اسلام، عزاداری و سوگواری اهل بیت(ع) می تواند در قالب‌ها، و ابزاری که میان ملل و اقوام مرسوم بوده، محقق شود و به شیوه های گوناگون تجلی یابد، البته تا زمانی که به اصل پیام و محتوا لطمه نزند، بلکه به بهترین نحو پیام را در ذهن و جان مخاطب جای دهد. از این رو استفاده از شیوه های عزاداری که در صدر اسلام رایج نبوده اما آسیبی به محتوا نمی‌رساند،‌ نه تنها از نظر شرعی اشکال ندارد، بلکه مطلوب بوده و می تواند در حد خود، شعارهای عاشورا و اهل بیت(ع) را به گوش انسان معاصر رسانده و قلب او را به سمت باورها سوق دهد. حال اگر هنر تعزیه این هدف را برآورده نماید،‌ مطلوب و پسندیده است.قالب‌های مشروع و مجاز دارای حدود و چارچوب های خاصی است که به وسیله شرع و عقل تعیین می گردد. اگر عزاداری با شیوه هایی اجرا شود که شور را بر شعور غالب سازد و به نوعی موجب انحراف از فلسفه عزاداری و از دست دادن محتوا گردد، خارج از حدود عزاداریِ مشروع و معقول است. 

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۱۱آبان

 شهره‌ی بازار قدیمی تهران را از سال‌ها پیش به گوشمان رسانده‌اند و شنیده‌ایم، جائی‌که وقتی رنگ و بوی محرم می‌گیرد، باز هم یک جای خالی در آن هست.

خیلی‌ها به عشق عزاداری در کوچه پس کوچه‌های این بازار که باورهای کهن مردم تهران قدیم را در خود دارد، در ایام محرم به بازار می‌آیند اما جای «تکیه دولت» خالی است...

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی ایسنا؛ هر چقدر که چشم بگردانی تا جایگاه مردانی را بیابی که با صدای رسا، پر جذبه و بغض‌آلودشان، کلاه‌خود و شمشیر و شیپورشان و لباس‌های سبز و سرخ و سیاه‌شان تصویر عاشورا را در ذهن داغدیده‌گان حسین (ع) زنده می‌کردند، چیزی پیدا نمی‌کنی!

بانک ملی شعبه بازار و کمی آن طرف‌تر بن‌بست «تکیه دولت» ...

اما تنها چیزی که می‌توانی از این نام بیابی باقی مانده‌های از آن چیزهایی است که حالا دیگر فقط باید در «کاخ گلستان» به دنبالشان بگردی، تالار سفید رنگ «آیینه» و کلاه‌خودها و شمشیرهایی از آن مردمان و باورهای استوار و عمیق‌شان که معجزه را هر روز می‌دیدند،‌چون باورش داشتند.

یک منبر و یک تخت و همین... اینها تنها باقی‌مانده‌های تکیه دولت است؛ و تاریخچه‌ای که در کتاب‌ها و در ذهن مردمانی که تعزیه را دوست دارند هنوز باقی است، اما حالا دیگر سال‌های زیادی از آن روزها می‌گذرد، از روزهایی که ناصرالدین شاه، پیش از سفرش به فرنگ، تکیه دولت را در سال 1285 تا سال 1290 هجری قمری ساخت.

تکیه‌ای که با وجود گذشت بیش از 150 سال هنوز زیبایی و اعتقادات مردمش به پای بیش از 40 تکیه‌ی دیگر وجود ندارد. حتی تکیه‌های قدیمی تهران «دربند»، «نیاوران» یا «درکه».

چرا «تکیه‌دولت» در بازار تهران و نزدیکی کاخ گلستان ساخته شد؟ 

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۵مهر




شبیه خوانی از آخرین نسل خود جوش 

به قلم : حسین مومن زاده


... مرحوم استاد نبی الله فقیه حبیب آبادی بزرگ مردی از تبار عاشقان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) بود که عمری پر بار داشت ولی متاسفانه به علت هجوم سبک های مختلف تعزیه مانند سبک تهران و قزوین و از بین رفتن سبک اصیل اصفهان، سبک این بزرگمرد کم کم رو به فراموشی گذاشت و خصوصیات فنی آن ناشناخته ماند. به جز یک نفر از شاگردان متعهد او (آقای سید مهدی مومنی) و یکی از فرزندان مرحوم استاد  (آقای اکبر فقیه) که راهش را ادامه دادند متاسفانه سبک استاد مورد توجه قرار نگرفت.

متاسفانه از کسانی که استاد نزد آنان تلمذ را آغاز نمود و توانست  سبکی به این زیبایی را فرا گیرد بی اطلاع می باشیم چون تعزیه خوانی در حبیب آباد برخوار دارای پیشینه بسیار ارزشمندی بوده و این همه پختگی و شیرینی که در سبک بیان استاد بود نمی توانسته توسط یک نفر یا شاید خود مرحوم استاد نبی الله ابداع شده باشد لذا آنچه می نماید ماحصل سیر تکامل از دیر زمان می باشد که همان طور که تخت خوانی که شامل نسخه ابن سعد یا ابن زیاد یا یزید می باشد که در حبیب آباد ویژگی خاص خود را دارد و توسط شاگرد مرحوم علی اکبر ابن سعد (آقای مصطفی محسنی) به زیبایی خاصی اجرا می شد که تاثیر بسیار شگرفی همچنان در بیننده ایجاد می کرد...


منبع : فصل نامه فرهنگ و هنر،شماره چهارم و پنجم، پاییز 1383، صفحه 75

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۴شهریور


اوج تکامل تعزیه در دوره ناصرالدین شاه (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) بود.
علاقه ناصرالدین شاه به تعزیه تا حدی بود که پزشک مخصوصش، فووریه، نوشته است امسال (۱۳۰۸)چون شاه در ایام محرّم در سفر بود،مراسم سالانه تعزیه را در دهه آخر صفر اجرا کردند.
به گفته گوبینو، در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه حدود دویست تا سیصد مکان، شامل تکیه و حسینیه و میدان، برای برگزاری تعزیه در تهران دایر بود.
تکیه دولت ،که به دستور ناصرالدین شاه ساخته شد،در ترویج تعزیه بسیار مؤثر بود.
تعزیه خوانانِ آنجا ــ که درحقیقت تعزیه خوانِ دولتی بودند ــ زیرنظر«مُعین البُکا» ی دربار،در برابر شاه و درباریان تعزیه می‌خواندند. بنا به روایتی، لباسهای تعزیه خوانانِ تکیه دولت در دربارتهیه می‌شد و برای جنگجویان، سپر‌ها و شمشیرهای مرصع و کلاه خودهای جواهرنشان و برای بازیگرانِ نقش یزید و ابن سعد ، عمامه و قباهایی با ترمه‌های عالیِ زردوزی تهیه می‌کردند.
در آن سال‌ها بیش‌تر شهر‌ها و روستا‌ها تکیه داشتند و تعزیه در آن‌ها برگزار می‌شد، اگرچه برگزاری تعزیه مشروط به وجود تکیه نبود و در مساجد و میدان‌ها و فضاهای باز و حتی خانه‌های شخصی و حیاط کاروانسرا‌ ها نیز مجالس تعزیه برپا می‌شد.
ظاهراً اصفهان تکیه‌هایی بدون سقف داشته است که جمعیت فراوانی در آن‌جا به تماشای تعزیه می‌نشسته‌اند.

عکس از آنتوان سوروگین


منبع : ویکی فقه / تعزیه


تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۲۵مرداد



 

 تعزیه به مجموعه ادب و هنر ایران ارزش‌هایی تقدیم کرده است. پیدایی نخستین شکل ادبیات نمایشی مکتوب، پدیداری شکل و شیوۀ اجرایی و بیانی خاص در هنر نمایشی و نگهداشت و استمرار مقام‌ها و گوشه‌های موسیقی در سنت موسیقایی ملی ایران از جمله این ارزشها ست. تعزیه‌خوانان، به ویژه تعزیه‌خوانان تکیه دولت که از میان تعلیم‌یافتگان استادان موسیقی انتخاب می‌شدند، در حفظ موسیقی سنتی و استمرار و بقای مقام‌ها و گوشه‌های موسیقی نقش بسیار پراهمیتی داشتند. آهنگ صدا و ادای کلمات و اشعار با الحان موسیقی در ردیف‌ها، مقام‌ها و گوشه‌های مختلف متناسب با شخصیت نقش‌ها، تأثیری شگرف در ذهن و احساس و عاطفه مردم و القای بار معنایی اشعار به آن‌ها داشت. تعزیه‌خوانانی که آواز خوش داشتند و مایه‌های موسیقی ایرانی را می‌دانستند، می‌توانستند در ذهنِ جمعی عامه تماشاگر اثری عمیق بگذارند و در آن‌ها نفوذ کنند و شور برانگیزند. 

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۰۸تیر

متن نامه ی امام حسن (ع) به زیاد بن ابیه

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار
۰۲خرداد

از موسیقی اصیل تعزیه دور افتاده‌ایم

حاتم عسگری از پژوهشگران عرصه موسیقی درباره آسیب‌های موسیقایی مجالس شبیه‌خوانی طی سال‌های اخیر خاطرنشان کرد: در زمان گذشته اصولا برای جمع کردن مردم برای دیدن مجالس تعزیه از ابزار و ادوات تبلیغاتی آنچنانی استفاده نمی‌کردند و این لحن زیبای موسیقی و روایت مجالس تعزیه بود که باعث می شد مردم به خواسته خود در مکانی بدون سقف و در مساجد حضور پیدا کنند و به تماشای این مجلس‌ها بنشینند.


وی ادامه داد: اجرای این مجالس شبیه‌خوانی در زمان‌های گذشته به قدری زیبا و جذاب بود که تماشاگران در بسیاری از موارد بیش از سه ساعت در مکان اجرای تعزیه می ماندند و از روایت نمایشی - موسیقایی آن لذت می‌بردند. به نظر من اولویت اصلی آن آثار که تماشاگران را جذب خود می‌کرد موسیقی بود که متاسفانه طی سال‌های اخیر در جریان اجرای مجالس شبیه‌خوانی نقش این موسیقی فاخر کمتر شده و همین امر نگرانی‌هایی را در این زمینه به وجود آورده که یک بخش آن دور افتادن از اصلیت موسیقی تعزیه است.

این خواننده موسیقی ایرانی گفت: من در دوران فعالیت کاری خودم افتخار تعزیه‌خوانی نداشتم اما به دلیل فقدان جریان‌های اصیل آواز در تعزیه که رو به انحطاط است مجبور به خوانش دوباره بسیاری از این قطعات شدم که این روند هنوز ادامه دارد. البته در این میان نمی توان از تلاش هایی که هنرمندان این عرصه انجام می دهند چشم‌پوشی کرد اما باید قبول کنیم که این دوستان در ارائه ردیف آوازی صحیح و اصیل مبتنی بر موسیقی ایرانی کوتاهی کردند چراکه اگر آهنگ وجود نداشته باشد، بازیگری در تعزیه هم معنا و مفهوم خاصی پیدا نمی کند.

تعزیه خوانی سنتی حبیب آباد برخوار